کتاب هیاهوی زمان اثر جولیان بارنز نشر ماهی


ویژگی‌های محصول
  • ناشر:  ماهی
  • مولف:  
  • مترجم:  سپاس ریوندی
  • نوع جلد:  شومیز
  • اندازه:  رقعی
  • گروه بندی سنی:  بزرگسال
+ بیشتر

20,000 تومان

موجود در انبار

  • گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا
  • آماده ارسال از انبار

توضیحات

کتاب هیاهوی زمان اثر جولیان بارنز

معرفی کتـاب :

کتاب هیاهوی زمان اثر جولیان بارنز آخرین رمان او است که بعد از کسب جایزه‌ی بوکر برای کتاب «درک یک پایان» منتشر شده است.

این کتاب سنت برخی کارهای گذشته و ترکیبی از زندگی‌نامه و داستان است.

بارنز در این کتاب سراغ «دیمیتری شوستاکوویچ» آهنگساز مشهور روس رفته و به زندگی و رابطه‌ای که با قدرت داشته پرداخته است.

شوستاکوویچ زندگی پرفراز و نشیبی داشته

و به واسطه‌ی زندگی‌اش در جنگ و استعدادهایی که داشته مورد توجه دولت، به خصوص استالین بوده است.

بارنز پیش از این نیز این تکنیک (آمیختن زندگی‌نامه و داستان)

را با زندگی «گوستاو فلوبر» در کتاب «طوطی فلوبر» و «آرتور کانن دویل»  در کتاب «آرتور و جرج» به کار برده است.

معرفی نویسنده :

جولیان پاتریک بارنز  نویسنده و منتقد ادبی انگلیسی است.

او در ۱۹ ژانویه سال ۱۹۴۶ در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمد.

و از کالج مگدالن آکسفورد در سال ۱۹۶۸ فارغ‌التحصیل شد.

او به مدت سه سال، فرهنگ‌نویس واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد بود .

او دل‌بسته ادبیات فرانسه و عاشق فلوبر است.

در سال ۲۰۱۱ میلادی، کتاب وی به نام درک یک پایان برنده جایزه ادبی من بوکر شد.

او در همین سال جایزه ادبی دیوید کوهن را به پاس یک عمر فعالیت و دستاورد ادبی دریافت کرد.

سه کتاب دیگر او هم پیش از آن نامزد جایزه من بوکر شده بودند: طوطی فلوبر، انگلیس، انگلیس و آرتور و جرج .

از جمله کتاب‌های او  دیار مترو ، درک یک پایان، قبل از آشنایی او با من، درباره‌اش حرف بزنیم،

مجموعه داستان عبور از کانال، چیزی برای ترسیدن وجود ندارد ، هیاهوی زمان و… اشاره کرد.

قسمت هایی از کتاب:

همیشه نصفه‌شب می‌آمدند سراغ آدم، برای همین با لباس کامل به رختخواب می‌رفت تا کشان‌کشان با زیرشلواری از آپارتمان بیرونش نبرند یا مجبور نشود در برابر نگاه‌های سرد و تحقیرآمیز مأموران ان.کا.و.د. لباس بپوشد.

روی پتوها دراز می‌کشید و یک چمدان کوچک هم، آماده بغل دستش، روی زمین می‌گذاشت.

کم پیش می‌آمد بخوابد. بیش‌تر وقت‌ها همان‌جا دراز می‌کشید و به هولناک‌ترین چیزهای ممکن می‌اندیشید.

بی‌قراری‌اش نیتا را هم بی‌خواب می‌کرد. هر دو همان‌طور دراز می‌کشیدند و وانمود می‌کردند خوابیده‌اند.

هرکدامشان وانمود می‌کرد صدای وحشت آن دیگری را نمی‌شنود و بویش را به مشام نمی‌کشد.

یکی از کابوس‌هایی که مکرر چرتش را پاره می‌کرد این بود که مأموران ان.کا.و.د. گالیا را می‌گیرند و ــ اگر دخترک خوش‌شانس باشد ــ به یکی از آن یتیمخانه‌هایی می‌فرستند که مخصوص بچه‌های دشمنان حکومت است.

آن‌جا نام و شخصیت تازه‌ای به بچه می‌دهند و او را بدل به یکی از شهروندان نمونه‌ی شوروی می‌کنند، آفتابگردان کوچکی که چهره‌اش همیشه به جانب آفتاب عظیمی است که خود را استالین می‌نامد.

برای همین به نیتا گفته بود بهتر است آن ساعات اجتناب‌ناپذیر بی‌خوابی را در پاگرد جلو آسانسور بگذراند. نیتا اصرار داشت این ساعت‌ها را ــ که می‌توانست آخرین ساعات باهم‌بودنشان باشد ــ کنار هم بگذرانند. این یکی از معدود مجادله‌هایی بود که او در آن پیروز شد.

اولین شب حضورش پای آسانسور، تصمیم گرفته بود سیگار نکشد. سه پاکت سیگار کازبک در چمدانش داشت. اگر کارش به بازجویی می‌کشید، به این سیگارها احتیاج پیدا می‌کرد؛ همین‌طور بعدش، اگر راهی بازداشتگاه می‌شد.

دو شب اول به تصمیمش پایبند ماند. بعد ناگهان فکری در سرش جرقه زد: اگر به محض رسیدن به عمارت بزرگ سیگارهایش را ضبط می‌کردند چه؟

0/5 (0 نظر)

توضیحات تکمیلی

ناشر

ماهی

مولف

مترجم

سپاس ریوندی

نوع جلد

شومیز

اندازه

رقعی

گروه بندی سنی

بزرگسال

گروه بندی موضوعی

داستان بزرگسال, داستان و رمان خارجی

شما شاید این را هم دوست داشته باشید